تبليغاتX
هم اتاقی

هم اتاقی

افسو س واسه تو اي دل ساده

كه هر كسي واست عقده اي فرستاده

هر كسي اومد جلوت گفت دلسوز ته

حالا ميبينه باعث غم امروز ته

تيغ رو بكش فكر نكنم خون از رگ بياد

وقتي حتي مادرتم ازت مدرك مي خواد

مردم مي خوان باري كه رو دوش هست ور دارن

پس تورو ترك مي كنن خوب حق هم دارن

تو زندگي عادي رو دوست نداشتي

هر ثانيه ات شب بوده روز نداشتي

آره كسي واسه تو قدمي ور نمي داره

ولي كسي توي مشكلاتت كم نمي ذاره

افسوس به تو اي دل ساده

كه حتي تك تك خنده هات هم گله داره

من خوب مي فهمم از غم ظاهر ت

كه حتي شك داري به مريم باكره

داري پيش خودت مي گي كه اين بي راه نمي كه

كه حتي تصوير زندگيت هم سياه سفيده

تو مي خواستي كه عمرت رو هرز پس ندي

ولي فقط ورقاي تقويم رو خط زدي

اين پنج تا انگشتت واسه مشته گره كن

حتي نمي توني راحت باشي پشت تلفن

افسوس واسه تو اي دل ساده  

كه چشماي تو هر لحظه اي گريه داره

افسوس...

 

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت21:25توسط مهسا و ریتا | |

دیروز من واسه اواین بار رفتم سر کار

روز خیلی خوبی بود

همه کلی تحویلم گرفتن

البته بیشتر به این خاطر که رییس اون اداره فامیلمونه

خلاصه کلی چیزا یاد گرفتم

با کلی آدم آشنا شدم

من تو بخش آي تي اون اداره كار مي كنم

رييسم يه دختره كه ۳ يا ۴ سال بزرگتر از منه

دو تا هم همكار پسر دارم

يكيشو نديدم

مرخصي بود

ولي اون يكي رو ديدم

خيلي شيطون و پر سر و صداست

بهتر از رييسمونه

همه چيز رو اون بهم ياد داد

محيط كاروم خلاف اون چيزي هست كه فكر مي كردم

همه با هم فوق العاده صميمي هستن

منم خيلي زود قاطي خودشون كردن

نظرم نسبت به شاغل شدن عوض شده

الان ديگه دوست دارم كار كنم

 

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت19:21توسط مهسا و ریتا | |

 

واسه کسی که اشتباهاتش رو تکرار کرد راه برگشتی نیست

 

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت19:8توسط مهسا و ریتا | |

      

 می دونم بر می گردی

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت1:45توسط مهسا و ریتا | |

خدایا یا هیشکی رو سر راهم قرار نده

یا خلاف اون چیزی رو که فکر می کنم ثابت کن بهم

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت0:47توسط مهسا و ریتا | |

نمی خوام در به در پیچ و خم این جاده شم

واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم

یا یه موجود کم و خالی پر افاده شم

                                 وایسا دنیا

                                                   وایسا دنیا

                                                                من می خوام پیاده شم

+نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت23:23توسط مهسا و ریتا | |

آخرین شبمه اینجا فردا یا پس فردا میرم دانشگاه

دعام کنید کنکور قبول شم

دوستون دارم

ولی فراموشتون نمی کنم

سر میزنم حتما

مواظب خودتون باشین

خدا به همراتون

 

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت0:51توسط مهسا و ریتا | |

نفس می خوام   نفس می خوام

تو رو یه هم نفس می خوام

تو شب انتظار تو

برای دل قفس می خوام

+نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت18:53توسط مهسا و ریتا | |

دل من ديگه آروم گريه نكن

بزار بدونه داری ميسوزي چشماتو خيره به در ديگه نكن

آخه محال بياد يه روزي ميدونم كه خيلي برات سخته كه اون تنهات بزاره ديگه نياد

 دلكم بسته ديگه غصه نخور فايده نداره تو رو نميخواد

 اون ميتونه بي تو با غريبه آشنا شه

حالا باور كن اون ميتونه بي وفا شه

 هر چي به خودم ميگم تمومه ميگيري بهونه آخه چرا نميمونه

 بس كن بي خيال بزار تموم شه نمي بيني مگه قدر تو رو نميدونه

 

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت16:23توسط مهسا و ریتا | |

بي تو ترك برداشتم

و به هر بهانه اي

دلم مي شكند

گاهي گم مي شوم

پشت پنجره ها

و سكوتم را

بغض مي كنم

تا نشنوند

صداي شكستنم را

+نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت0:31توسط مهسا و ریتا | |